سديد الدين محمد عوفى

633

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آمد ، پدر من قضاى اهواز و مضافات آن « 1 » به من تفويض كرد ، و من بر سر ولايت رفتم « 2 » و « 3 » تركات غائبانه و « 4 » اوقاف را « 5 » در تصرف گرفتم . روزى پيرى را ديدم كه درآمد و بر من سلام كرد و تهنيت گفت « 6 » . از حالات « 7 » پير « 8 » پرسيدم كه : شيخ از كجاست ؟ گفت : از بصره از متصلان يحيىام « 9 » . گفتم : سبب آمدن تو چه بود ؟ گفت : بر « 10 » مولانا حقى داشته‌ام و آمده « 11 » تا آن را استيفا كنم . پس كاغذ به من نمود و محضرى به خط « 12 » اكابر بغداد برون آورد مخطوط « 13 » بر آن جمله كه اين مرد مستحق است و از مال و ثروت نصيبى ندارد و نصابى كه داشته است تلف شده است و ضياع در معرض ضياع افتاده ، اگر در حق او توفيق احسانى يافته شود مستدعى « 14 » دوام دولت باشد « 15 » . چون آن « 16 » محضر بديدم گفتم : ولايت مرا « 17 » آن بسط « 18 » نيست كه حالى ترا پانصد دينار دهم اما اگر با من موافقت كنى از اشغالى كه مرا هست آنچه بهتر بود به تو حواله كنم تا از مرافق « 19 » آن ترا اين قدر حاصل شود . پس نيت اقامت كرد و من « 20 » شغلى

--> ( 1 ) - مپ 2 - و مضافات آن ( 2 ) - مپ 2 - و من بر . . . رفتم ، مج + و امول ( 3 ) - مج - و ( 4 ) - مپ 2 : غايبان ( 5 ) - مپ 2 : آن ( 6 ) - متن و مج - تهنيت گفت ( 7 ) - مج : حال ( 8 ) - مج : او ، مپ 2 - از حالات پير ( 9 ) - مج : صولى ، مپ 2 - از متصلان يحيىام ( 10 ) - مپ 2 : به خطوط ( 11 ) - متن - و آمده ، مج + ام ( 12 ) - مج : به خطوط + معارف و ( 13 ) - مپ 2 و مج - مخطوط ( 14 ) - متن : مستعدى ندارد ، بنياد : و سبب ( 15 ) - مپ 2 - بر آن جمله كه . . . دولت باشد ( 16 ) - مپ 2 و مج + رقعه و ( 17 ) - مج - مرا ( 18 ) - مج : بسطت ( 19 ) - مپ 2 - مرافق ( 20 ) - مج + به